با کلیک بر روی هر قسمت از متن آهنگ مفهوم دریافتی از آن را به اشتراک بگذارید
There's a sense of longing in me
As I read Rosemary's letter
وقتی نامه ی رزمری رو میخونم، یه حسه اشتیاق دارم.
Her writing's honest
نوشته ش صادقه.
Can't forget the years
She's lost in isolation
نمیتونم سال هایی که در انزوا گم شده بود رو فراموش کنم.
She talks about her love
اون درباره ی عشقش حرف میزنه.
And as I read"Die alone"
و وقتی میخونم: "تنها میمیرم"
Know she's aching
میفهمم که داشت درد میکشید.
There's a certain detail seen here
یه جزئیاتی اینجا دیده میشه.
The pen must have slipped to the side
شاید خودکار به کنار سر خورده
And left a stain next to his name
و یه لکه کنار اسمش گذاشته.
She knows he's gone
اون (رزمری) میدونه که اون رفته.
And isolation
Is all that would remain
و انزوا تنها چیزیه که باقی میمونه.
"The wound in me is pouring out to rest
on a lover's shore"
"زخم درونم داره خودشو برای استراحت در ساحل عشاق خالی میکنه."
| منبع/مترجم | setareh.sh |
برچسب:
نویسنده: خنج